• صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
مطالب اخیر
  • خر و خرما-(سروده ها)
  • دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠
  • طنز
  • تا حالا با دیوار صحبت کردید؟
  • نمونه سوالت کنکور...!
  • خنده ام می گیره
  • ...؟!
  • یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠
  • هر علمش بیش حقوقش کمتر
  • جمعه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩٠
  • دوست
  • حکایات شیخ
  • فذرهم یخوضوا...(2)
  • جمعه ٢ اردیبهشت ۱۳٩٠
  • فذرهم یخوضوا....
  • سروده ها
  • درد بی درمان امروز...
  • دوشنبه ٤ بهمن ۱۳۸٩
  • نهایت منطق مدرسه
  • چهارشنبه ۸ دی ۱۳۸٩
  • ربنا...
  • یکشنبه ۳ امرداد ۱۳۸٩
  • خجسته باد این ماه بزرگ
  • جام جهانی(2)
  • خلیج پارس
  • عنوان این مطلب را شما انتخاب کنید!
  • جام جهانی(1)
  • سروده ها
  • نوروز از راه می رسد
  • …
کلمات کلیدی مطالب
  • انتقاد (۱٤)
  • حقیقت (۱٢)
  • تجربه (٦)
  • من و مدرسه (٦)
  • دوستان (٤)
  • سروده ها (۳)
  • تبریک (۳)
  • هویت (۳)
  • ماجرا (۳)
  • بخش ورزشی (٢)
  • اشعار (٢)
  • حدیث نفس (٢)
  • درود (٢)
  • سوال (۱)
  • بخش قرآنی (۱)
  • ربنا (۱)
  • خلیج پارس (۱)
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • دی ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • بهمن ۸٩
  • دی ۸٩
  • شهریور ۸٩
  • امرداد ۸٩
  • تیر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • اردیبهشت ۸٩
  • اسفند ۸۸
  • بهمن ۸۸
  • دی ۸۸
دوستان من
  • قلم
  • نیک من
  • منوچهر
  • دخترباران
  • بهار سبز
  • نوروز نامه
  • راه دانش
  • چرت و پرت
  • مبتکر جوان
  • سرزمین سبز
  • به سوی آینده
  • روزهای زودگذر
  • صدای قلب من
  • دنیای اس ام اس
  • وبلاگ قرآنی شفا
  • هواشناس ایرانی
  • طرفداران دارن شان
  • روستای شهاب الدین
  • مسجد ابوذر کردمحله
  • معرفی روستای تکله
  • یادداشت های یک غزل
  • سایت خاندان منشاوی
  • سایت تخصصی قرآن کریم
  • وبلاگ جناب آقای رائفی پور
  • سایت تخصصی استاد منشاوی
  • انجمن قاریان جمهوری اسلامی ایران
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



سیمرغ
دلم انفجاریست ، بمبم تو باش! دری بسته هستم ، پلمبم توباش! مرا کشف کن گرچه دور از توام بیا و کریستف کلمبم تو باش!
خر و خرما-(سروده ها)
نویسنده: زمهریر - سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠

گاهی گذشت باید،بهر وصال محبوب

با هم نمی توان داشت،هم خر و هم خرما را

دانی چه امد اکنون،بر فکر و عقل و عقل و قلبم؟

که آرمون بباید،حب و ولای ما را

گاهی من از برایت،در خشت خام بینم

آن چه که تو نبینی،در خشت خام،یارا

بگذر،گذشت ایام،کرده ما چو پولاد

دیگر دلم نگیرد،هیچ از تو روزگارا

باشد که زمهریر این،را هم برد ز یادش

وا نه و خیز و سر ده،شکر آفریدگارا!!

اولین سروده حقیر پس از مدت ها در باب موضوعی که امروز رخ داد....

نظرات ()



 
نویسنده: زمهریر - دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠

به پیرو اخبار ضد و نقیضی که بین دوستان رد و بدل می شد و همچنین به دنبال پیام کوتاهی که به پدر گرامی ارسال شد،بنده تماسی با معاون محترم مدرسه حاصل کردم که در این تماس ثابت شد که بله!لباس فرم به تصویب رسید!!

ماجرا از این قرار است که در راستای سیاست های آموزش و پرورش فخیمه در راستای نهادینه کردن حجاب و عفاف،و صد البته با توجه به آیه ای  از قرآن مجید دوستان خوشخیال آموزش پرورش  که بنده مطمئن شدم که در هپروت سیر می کنند تصمیم گرفتند که لباس فرم را بر همه دانش آموزان ابتدایی تا پایان متوسطه اجبار کنند!آن هم چه رنگی! شلوار سرمه ای  و پیراهن آبی  آسمانی!!!!

آخر این چه  بازی است؟چه وضعی است؟انکار نمی کنم که عفاف و حجاب باید گسترش یابد اما آیا این گونه؟!!آیا مسوولین واقعا نمی فهمند یا نمی خواهند بفهمند که این کار بدتر بچه ها را یاغی می کند و آن ها را از هرچه حجاب و عفاف و باتبع دین و خدا و پیغمبر زده می کند؟آن هم بچه های تیزهوشان که به یاغیگری و سرکشی مشهورند!!!!

و الله اعلم...

نظرات ()



طنز
نویسنده: زمهریر - یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠

شهرام شکیبا در خبرآنلاین نوشت:

محمد الزغبی، یکی از مفتیان وهابی کشور مصر در فتوایی جدید خوردن گوشت جن را حلال اعلام کرده است. این مفتی وهابی گفته: «دلیل بنده برای حلال دانستن خوردن گوشت جن این است که اجنه در شکل شتر و چارپایان ظاهر می‌شوند. بر همین اساس نماز خواندن در جایی که شتر وجود دارد نیز جایز نیست زیرا محل تجمع عفریت‌هاست. خوردن گوشت شتر جن‌زده نیز جایز است، زیرا به صورت همیشگی درون بدن انسان یا حیوانات نمی‌ماند.»

***

خواندن خبر مربوطه چند سؤال و مسئله را در ذهنم ایجاد کرد که بدین وسیله به اطلاع عموم مفتیان وهابی و... به جهت پاسخگویی معروض می‌دارم.

۱- آیا اگر جایی که شتر باشد در واقع محل تجمع عفریتان می‌شود، بهتر نیست جلویشان نماز بخوانیم تا بلکه به راه راست هدایت شوند؟

۲- اگر جنی عوض شتر، به مرغ وارد شود و مرغ مربوطه تخم کند، تکلیف «تخم جن» به دست آمده چیست. آیا نیمرو کردنش کراهت دارد؟ اگر مقلدان‌تان به نیمروی تخم‌جن، رب گوجه فرنگی اضافه کنند چه حکمی خواهد داشت؟

۳- اگر جنی را که در شتر وارد شده، پیروان‌تان بخورند، جن مأکول از چه راهی دفع می‌شود؟ آیا مصرف مسهل ضروری است؟

۴- فرض می‌کنیم جنی وارد شتر شده باشد. پیروان شما که شتر را یکجا قورت نمی‌دهند. بخشی از گوشت شتر را ممکن است بخورند. در این صورت کدام عضو جن را خورده‌اند؟ آیا ران شتر جن‌زده دقیقاً حاوی ران جن مذکور است؟ یا ممکن است یک جای دیگر جن در آن باشد؟

۵- اگر از قضای روزگار شتر جن‌زده، شتر نجاستخوار هم باشد چه حکمی دارد؟

اطلاعیه

بار دیگر دست دشمنان و از خط قرمزگذران و سیاسی‌کاران از حلقوم مفتیان وهابی به در آمده است. البته ما به این ماجرا می‌خندیم ولی به‌هرحال وهابیون باید بدانند که با این فتوی دارند از خط قرمز‌ها عبور می‌کنند. لذا آگاه باشند که اگر به این اعمال خود ادامه دهند ما نیز به وظایف قانونی خود عمل می‌کنیم و کار‌هایی می‌کنیم که به صلاح بشریت نیست. ما امضا‌کنندگان این بیانیه به صورتی خود‌جوش عن‌قریب تنوره کشیده به مصر می‌رویم و تکلیف این مفتی وهابی را روشن می‌نماییم.

امضا: الهاک دیو، عباس غ، فولاد زره‌دیو و والده مکرمه، اژدهای هفت‌سر، اکوان دیو، جریان انحرافی، عفریت جادو، چهل دزد بغداد، دیو سفید، خناس ارجمند، دوالپا، جادوگر شهر اوز و...

 برگرفته از آینده نیوز
نظرات ()



تا حالا با دیوار صحبت کردید؟
نویسنده: زمهریر - دوشنبه ٦ تیر ۱۳٩٠

تا حالا با دیوار صحبت کردید؟جدی میگم.بعضی وقت ها موقعیت هایی در زندگی انسان پیش میاد که آدم واقعا نیاز به صحبت پیدا می کنه،نیاز به تخلیه پیدا می کنه،یا بعضی وقت ها هست که یه فردی از آدم مشورت می خواد و آدم میاد برای اون صحبت کنه.من که در هر دو حالت حرف های زیادی برای گفتن دارم.اصل ماجرا اینه که چند روز پیش یکی از دوستانی که در پایین ذکرشون اومده راجع به مسئله حیاتی ای از من مشورت خواست.ایشون در این مورد به شدت ناامید شده بود و نیاز به یک محرک انگیزه و یک برنامه درست حسابی داشت برای موفقیت در اون عرصه.الحمد و لله حمل بر خودستایی نشه بنده حقیر سراپاتقصیر اگه فقط یک توانایی داشته باشم (اونم به صورت نصفه نیمه) همین برنامه ریزی و پایبند بودن به برنامه است(مورد دوم قوی تره).خلاصه ما هم نشستیم و خلاصه هر چی از اینور و اونور و کتاب و دوست و آشنا و روانشناس و تجربه شخصی جمع کرده بودیم برای ایشون باز کردیم و توضیح دادیم و به زبان شیرین گیلکی ،چکن زدیم تا این بنده خدا یه ذره راه بیفته که خدا رو شکر 48 ساعت نتیجه داد و ایشون با انگیزه مضاعف و روحیه خوب به من قول داد که اون مشکل اصلی که دچارش بود رو با برنامه حل کنه و ایشالا موفق می شه.روز سوم از راه رسید و دیدیم باز روز از نو روزی از نو.ناامید و سرگشته از همه جا،نه تنها اون مشکلو حل نکرده بلکه بهش دامن هم زده و دوباره برگشتیم سر خونه اول،اینجا بود که واقعا احساس کردم با دیوار صحبت می کردم!

بعدا فکر کردم که چرا به دیوار فحش میدی آخه بنده خدا،دیوار این طوریه آخه؟دیوار اتفاقا خیلی هم با صبر و حوصله گوش میده بهت و سنگ صبورت میشه،درسته ساکته ولی حداقل تو ذوقت نمی زنه این طوری دیگه!

صد رحمت به دیوار!

نظرات ()



نمونه سوالت کنکور...!
نویسنده: زمهریر - پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠

در ادامه مطلب(حتما بخوانید!)


ادامه مطلب ...
نظرات ()



خنده ام می گیره
نویسنده: زمهریر - پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠

خنده ام می گیره از این بازی روزگار که چقدر به یکی خوبی میکنی و چنان پست میزنه که نمی فهمی از کجا خوردی...

خنده ام می گیره از این بازی روزگار که دست محبتت رو شونه کسی میذاری و دست رو می کنه رو با خودش میبره...

خنده ام می گیره از خودم که چی دارم و دنبال چیم؟

خنده می گیره از خودم که تازه بعد 16 سال فهمیدم که دوستی لزوما دو طرفه نیست...

خنده ام می گیره از خودم که تازه فهمیدم چطور باید محبت کرد که خورد نشد و ضربه نخورد...

و گریه ام میگیره وقتی به این آیه میرسم...

هل جزاء الحسان الا الاحسان؟...(الرحمن)

نظرات ()



...؟!
نویسنده: زمهریر - پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳٩٠


به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، 
برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!

پارسال همت مضاعف رو فقط عزرائیل فهمید، امسال هم جهاد اقتصادی رو فقط ربع سکه!

قبلا برق میرفت بابامون سر فحش رو میکشید به اداره برق، الان برق میره خوشحال هم میشه!!

فدراسیون فوتبال فقط تو 6 ماه، نیم میلیارد تومن از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته! 

یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر!

یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمون یا بغل دستیمون !

طرف سوار اسب شده، عکسشُ گذاشته فیس بوک، میگه اون بالاییه منم!

غار علیصدر به قندیلاش معروفه؛ اونوقت ملت میرن قندیلاشو میکنن یادگاری میبرن با خودشون! 
یکی نیست بگه آخه با اون قندیل میخای چیکار کنی؟

میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو میزنی پول بر میداری، بار دوم کارتو میذاری، 
رمز رو اشتباه میزنی، یکی از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدیها!

خبرنگار رفته تو یه روستا سوال میکنه با یارانتون چیکار کردین؟ مرده میگه: قبض هامونو پرداخت کردیم، چندتا قسط دادیم، شهریه دانشگاهه دخترمو دادیم، یه تراکتور هم خریدیم! تازه یه مقداری هم پس انداز کردیم!!

culture.mihanblog.com

 


نظرات ()



 
نویسنده: زمهریر - یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠

سلام .ببخشید که هی میام و تلخ می نویسم ولی به هر حال این وبلاگ وسیله ای برای خالی کردن و نوشتن افکار و احساسات .فقط می خوام بگم که خدا هیچ وقت هیچ کس رو محتاج نامرد نکنه.خیلی سنگینه که برای یه نفر تا میتونی زحمت بکشی و هر کاری بخواد بکنی براش،بعدا فقط یه سوال داشته باشی از اول صبح تا بعد از ظهر تلفن تو جواب نده و اس ام اس هم نده و بعد یهو ببینی هیچ عین خیالش نیست که این بدبختی که از صبح داره زنگ میزنه شاید خدای نکرده رو به موت باشه!

اگه کاری داشت و مشکل حادی پیش اومده بود حقو به اون می دادم ولی آخه یه اس ام اس هم نمیتونست بده که من کار دارم،بعدا زنگ بزن؟خدا شاهده منت سر کسی نمی ذارم،ولی همین آقا چند بار بعد از ظهر منو از خواب بیدار کرد به حرمت دوستی هیچ چی نگفتم.چند بار زنگ زد و من نبودم و بعدش به آب و آتیش زدم ببینم چیکار داشته خدای نکرده مشکلی براش پیش نیومده باشه.از این سر شهر تا اون سر شهر بلند شدم رفتم خونه شون براش جزوه بردم.دیگه هر کاری بگی کردم حلا یه سوال منو ،اصلا سوال به جهنم،جواب تلفنم و اس ام اسم نخواستیم.یه تف می تونستی بکنی که!والله خجالتم خوب چیزیه!یه ذره احساس مسئولیتم خوب چیزیه!

من تمام تلاشم اینه که دوست خوبی باشم برای دوستام،چون میدونم که به هیچ دردشون نمی خورم، حداقل سعی می کنم بد قول نباشم،ازشون خبر بگیرم،بهشون کمک کنم،کاری ازم می خوان رد نکنم و بهشون هم دردی و مشورت بدم تا شاید فرجی حاصل شه.ولی خداییش اینکه یکی از بهترین دوستات اینطوری بهت ضد حال بزنه و عین خیالش نباشه خیلی سنگینه برام.شاید خودشم نفهمیده چیکار کرده.امیدوارم بفهمه.

.......بعدا نوشت:آخرشم نفهمید...

خاک بر سر من ...

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »