به نام پروردگار مهربان

با عرض سلام و عرض پوزش از تاخیر همیشگی!

فرارسیدن محرم ابا عبدالله الحسین(ع) رو تسلیت عرض میکنم.ان شاءالله همه مون از یاوران و شهدای راه امام حسین(ع) باشیم و مادر بزرگوارشون روز قیامت به چهره روسیاه ما نظر کنند...

مطلبی هست در ادامه مطالب قبلی,ولی کمی هم با قبلی ها متفاوته.مدت زیادیه ذهنم رو مشغول کرده و اون به شرح زیره:

بنده در مراوداتی که با قشر مذهبی جامعه دارم,و نه فقط از دید خودم بلکه از دیگران هم شنیدم,مدت هاست که احساس میکنم بچه های مذهبی ما,دارن تبدیل به قطب مخالف دیگران میشن.منظورم اینه که متاسفانه بخش قابل توجهی از افرادی که من دیدم,نگاهشون به جامعه و عوامی که گرایشات مذهبی ندارن یا گرایشات مذهبی شون از اونها کمتره و کمتر مقیدن,خیلی تیره و تاره.به طوری که بچه مذهبی های ما همه جا رو میدون جنگ حساب میکنن.توضیح بیشتر اینکه,متاسفانه این بخش قابل توجه,اصلا دید خوبی نسبت بقیه جامعه ندارن.در واقع شاید بشه گفت,یه سری اشتباهات که از یه عده سر میزنه,به پای همه چیز و همه کس گذاشته میشه و بعد یه حکم کلی داده میشه.برای مثال,مکرر دیدم که وقتی حرف از یک فریضه دینی میشه که در جامعه بهش کم توجهی میشه,همه حالت جنگی میگیرن,یعنی میخوان برن و با زور هم که شده درستش کنن.مثال,بحث امر به معروف و نهی از منکر.یا اینکه یه مورد رعایت نمیشه,اما متاسفانه بعضی از دوستان همه چیز رو به حساب اون یه مورد میذارن و طرف رو از خدا و دین وایمان ساقط میدونن.اما آیا روش درست این است؟

تا جایی که بنده مطالعه کردم و فکر میکنم,چنین چیزی اصلا درست نیست.

چند نکته رومتذکر بشم,یکی اینکه,بنده منکر امر به معروف و نهی از منکر و خوشحال شدن از خوبی ها و انزجار از بدی ها نیستم,اما این انزجار ها باید با روش درست و معقولانه مطرح بشه.امر به معروف باید به صحیح ترین  و لطیف ترین و بهترین روش انجام بشه.اصلا به همین خاطره که شرط احتمال اثر در امر به معروف مطرحه.بنده کاملا موافق اینم که باید از ترویج بدی ها در جامعه بیزار بود و باهاش مبارزه کرد,اما نه با شلاق,که این,نه تنها نتیجه نمیده,بله نتیجه عکس داره.

نکته بعدی اینکه,بنده یکی از مدافعان سر سخت جنگ فرهنگی هستم که ما امروزه در اون قرار داریم,ولی به این نکته دقت کنیم,ما در جنگ با دشمن هستیم,نه در جنگ با مردمی که از خودمونن و کمی عقایدشون با ما متفاوته.اتفاقا ما طبق فرموده قرآن باید اشداء علی الکفار و رحماء بینهم باشیم.یعنی اخلاق و رفتارمون جوری باشه که بتونیم خودی ها رو جذب کنیم,نه اینکه با قضاوت و حکم صادر کردن و همه رو به یک چوب روندن خودی ها رو هم برونیم.

نکته بعدی اینکه,درسته,در بعضی مواقع اعمال زور لازمه,اما اون وظیفه حکومته.و در جایی که واقعا لازمه.ما اجازه اعمال زور در همه مواقع نداریم.البته این شائبه برای دوستان ایجاد نشه که من میگم باید همه موازین دینی آزاد باشه,نه,به هر حال هر جامعه ای باید قانون داشته باشه,و قانون هم به هرحال بعضی جاها اعمال زور میکنه,مثال بحث حجاب که از ضروریاته.اما آیا در بحث هایی که به اعتقاد و باور قلبی ربط پیدا میکنه,میشه از زور استفاده کرد؟

نکته بعدی اینکه,یادمون نره,خوارج یکی از ویژگی هاشون این بود که ارتکاب معصیت رو مساوی با ارتداد میدونستن.و این واقعا فاجعه است.ما اجازه نداریم در مورد کسی قضاوت کنیم.اگه این طور نیست،چرا امیر مومنان(ع) به مالک فرمودند که تو حق نداری کسی رو که شب در حال انجام گناهی دیدی روز به اون متهم کنی؟قاضی فقط خداست،یادمون نره،خودمون رو جای قاضی نذاریم و برای مردم حکم صادر نکنیم.

نکته دیگر اینکه قرآن قول لین،جدال احسن،حکمت،موعظه،خوش اخلاقی و نصح(خیر خواهی) رو از ابزار های اصلی فرهنگی برای جذب و جلب افراد به دین الهی میدونه،آیا ما واقعا در برخورد هامون با افرادی که دور و برمون هستن،شمه ای از خلق عظیمی که قرآن پیامبر رو به خاطر داشتن اون ستایش میکنه داریم؟

و خاتمه سخنم:

وَإِذَا جَاءَکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِآیَاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَیْکُمْ ۖ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلَىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ ۖ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنکُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِن بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿۵۴﴾)(انعام)

و چون کسانى که به آیات ما ایمان دارند، پیش تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته است که هر کس از شما به نادانى کار بدى انجام دهد و سپس از آن توبه کند و به صلاح آید، [بداند که‌] خدا مسلما آمرزنده و مهربان است...

یفعل الله ما یشآء