بالاخره جام جهانی تمام شد.جدال هشت پا و جادوگر و دلفین و هزار و یک پیشگوی دیگر به پایان رسید و اسپانیا قهرمان جام شد!

برای من به شخصه این جام جهانی تجربه جالبی بود چون بازی ها را با دقت بیشتری می دیدم و با تحلیل هایی که می خواندم یا می شنیدم دید عمیق تری نسبت به بازی ها داشتم.این را فهمیدم که ما الان باید از حذف ایتالیا و فرانسه درس بگیریم و برنامه ریزی های دقیق و موثر کره و ژاپن را سر مشق قرار دهیم  تا بتوانیم دور بعد به جام جهانی برویم و این همه افسوس نخوریم که ای  کاش ما هم بودیم و بسیار ای کاش های دیگر...

اروگوئه را دیدید؟این تیم پس از 40 ،50 سال به مرحله نیمه نهایی رسید.چقدر این تیم خوب بازی می کرد.من واقعا افسوس می خورم چرا اروگوئه به فینال نرسید چون اروگوئه واقعا لایق رسیدن به فینال و دیه گو فورلان واقعا شایسته عنوان برترین بازیکن بود که چنین شد.

آلمان،تیمی هماهنگ و منظم و با بازی مشهور به ماشینی که تاب تکنیک و پاسکاری بایکنان اسپانیا را نیاورد و باز هم در حسرت فتح جام باقی ماند تا پس از سه دوره بار دیگر چشم انتظار جام بعدی باشد.

هلند،تیمی با دفاع و حمله قوی و سرعتی  که با شایستگی تمام و با اقتدار به فینال رسید ولی این تیم هم تاب مقاومت در برابر اسپانیا را نیاورد و از این تیم شکست خورد.آرین روبن بعد از بازی به خاطر دو تک به تکی که خراب کرد،اگر خودش را نکشته باشد خوب است!

و اسپانیا،تیمی که به پاسکاری،کار گروهی و تکنیک تاکید زیادی دارد.تیمی که تک تک بازیکنانش خود یک تیم اند.تیمی که بد نیست بگوییم تقریبا همان بارسلونای محبوب و قدرتمند است و مقتدرانه قهرمان جام شد.

و بالاخره ایران،تیمی که نه در جام جهانی بود،نه در مرحله مقدماتی به نتیجه درخشانی دست یافت و نه هیچی!حالا ما مانده ایم و هی افسوس می خوریم که چرا در جام جهانی نیستیم و دوباره روز از نو روزی از نو!